۰۲۱۵۴۴۱۳۰۰۰ info@exchange.ir

جنگ ارزی چیست و چگونه رخ می دهد؟

گروه  نرخ ارز
۶ خرداد ۱۳۹۶

جنگ ارزی به وضعیتی اطلاق می شود که در آن تعدادی از کشورها عمدا به دنبال کاهش ارزش پول داخلی خود هستند تا اقتصاد خود را تحریک کنند. اگرچه، کاهش ارزش پول، اتفاقی رایج در بازار تبادل ارز خارجی  است اما مشخصه جنگ ارزی این است که تعداد زیادی از کشورها به طور همزمان تلاش کنند تا در یک زمان ارزش پول خود را پایین بیاورند.
 

آیا ما در بحبوحه جنگ ارزی هستیم؟

جنگ ارزی با کلمه ای دیگری نیز به نام "افت ارزش رقابتی" شناخته می شود که بار تهدیدآمیز بودن آن کمتر است. در عصر کنونی که نرخ ارز شناور است و ارزش های واحدپولی بر اساس عوامل موثر در بازار تعیین می شوند، کاهش ارزش پول اغلب توسط بانک مرکزی یک کشور از طریق سیاست های اقتصادی برنامه ریزی می شود که می تواند به اجبار به واحد پولی، تسهیل کمّی پایین تری را اختصاص دهد، مثلا نرخ بهره را کاهش و یا افزایش دهد. این امر موجب شده که جنگ ارزی امروز پیچیدگی بیشتری نسبت به دهه های قبل داشته باشد که در آن ها نرخ ارز ثابت رایج تر بوده و یک کشور می توانسته است ارزش واحد پولی خود را تنها با کاهش "نرخ واحدی" دچار افت کند که ارز آن کشور روی آن تثبیت شده است.
 

جنگ-ارزی


"جنگ ارزی" اصطلاحی نیست که در دنیای اصیل اقتصاد و بانکداری مرکزی رد و بدل شود، به همین دلیل گایدو مانتگا، وزیر پیشین اقتصاد برزیل، در ماه سپتامبر 2010 زمانی که هشدار داد که جنگ ارزی بین المللی اتفاق افتاده، با سخنان خود آشوب به پا کرد. اما با وجود بیش از 20 کشور که نرخ بهره خود را کاهش داده یا از ماه ژانویه تا آوریل سال 2015 تدابیری اتخاذ کرده اند که سیاست های پولی را تسهیل می کند، سوال بسیار حائز اهمیت این است که آیا ما اکنون در بحبوحه جنگ ارزی هستیم؟
 

چرا باید یک واحد پولی افت ارزش داشته باشد؟

اگرچه دور از عقل به نظر می رسد اما واحد پولی قوی لزوما جزو بهترین منافع یک کشور نیست. واحد پولی داخلی ضعیف صادرات یک کشور را در بازارهای جهانی رقابتی تر می کند و در عین حال واردات را نیز گران تر می کند. حجم بیشتر واردات رشد اقتصادی را تحریک می کند، در حالی که واردات گران نیز همین تاثیر را دارد زیرا مشتریان محصولات محلی را به جای محصولات وارداتی انتخاب می کنند. بهبود شرایط تجارت عموما به معنای کسری حساب جاری کمتر (یا  مازاد حساب جاری بیشتر)، اشتغال بیشتر و رشد سریع تر تولید ناخالص ملی تلقی می شود. سیاست های پولی محرک که اغلب موجب ضعیف شدن واحد پولی می شود، تاثیر مثبتی نیز بر سرمایه یک کشور و بازارهای مسکن دارد که به نوبه خود مصرف داخلی را از طریق اثر ثروت افزایش می دهد.
 

همسایه ات را فقیر کن

از آن جایی که دنبال کردن رشد ناشی از افت ارزش پول رایج – چه به صورت آشکار چه نهان- کار خیلی دشواری نیست اگر کشور A ارزش پول خود را کاهش دهد، جای تعجب نیست که کشور B نیز از او پیروی کند، و کشور C نیز از کشور B پیروی کند و به همین ترتیب ادامه یابد. این اساس کاهش ارزش رقابتی است.

این پدیده به عنوان "همسایه ات را فقیر کن" هم شناخته شده است که به دور از نام گذاری دراماتیک آن، در واقع به این حقیقت اشاره دارد که یک کشور که از سیاست کاهش ارزش رقابتی پول پیروی می کنند قبل از هر چیز به دقت منافع خود را دنبال می کند.
 

تغییرات ناگهانی دلار آمریکا

زمانی که آقای مانتگا، وزیر اقتصاد برزیل، در ماه سپتامبر سال 2010 در مورد جنگ ارزی هشدار داد، به آشفتگی در بازارهای تبادل ارز خارجی اشاره می کرد که برنامه تسهیل کمّی فدرال رزرو آمریکا آغازگر آن بود؛ سیاست این برنامه ضعیف کردن دلار، ادامه سرکوب یوآن چین و دخالت ها از سوی تعدادی از بانک های مرکزی آسیایی برای جلوگیری از افزایش ارزش واحد پولی آن ها بود.

از قضا، دلار آمریکا از سال 2011 میلادی در مقابل اکثر واحدهای پولی ارزش بیشتری پیدا کرد، در حال حاضر با شاخص وزن تجاری دلار آمریکا، تجارت بیش از یک دهه است که در بالاترین سطح خود قرار دارد. همه واحدهای پولی مهم، در سال گذشته در مقابل دلار کاهش داشته اند (از 17 آوریل 2015) و ارزش یورو، واحدهای پولی اسکاندیناوی، روبل روسیه و رئال برزیل در این مدت بیش از 20 درصد کاهش نسبت به دلار داشتند.
 

سیاست دلار قوی آمریکا

اقتصاد آمریکا در برابر تاثیرات دلار قوی تا کنون بدون داشتن مشکل چشمگیری مقاومت کرده است، اگرچه یکی از مهم ترین مسائل آن تعداد قابل توجه شرکت های چند ملیتی آمریکایی است که در مورد تاثیرات منفی دلار قوی بر درآمدهای آن ها هشدار داده اند.

آمریکا عموما سیاست "دلار قوی" را با درجه های مختلف موفقیت در طول این سال ها دنبال کرده است. با این حال، وضعیت آمریکا خاص است زیرا بزرگترین و قوی ترین اقتصاد دنیا و دلار این کشور ارز ذخیره دنیا است. دلار قوی جذابیت آمریکا را به عنوان مقصدی برای سرمایه مستقیم خارجی و سرمایه غیرمستقیم خارجی افزایش می دهد. جای تعجب نیست که آمریکا در هر دو دسته بندی برای سرمایه گذاری اغلب اولین مقصد خارجی ها می باشد. آمریکا همچنین نسبت به همه کشورهای دیگر برای رشد اقتصادی خود وابستگی کم تری به صادرات دارد که به دلیل بازار مصرف بسیار بزرگ آن است که در دنیا بزرگ ترین بازار می باشد.
 

موقعیت کنونی

در وهله اول، دلار در حال افزایش است زیرا آمریکا تقریبا تنها کشور مهمی است که بعد از آن که اولین کشور آغازگر سیاست تسهیل کمّی شد، برای آغاز برنامه محرک پولی خود نیز آماده است. این زمان تدارک موجب شد تا اقتصاد آمریکا به شیوه ای مثبت به دوره های پی در پی برنامه های تسهیل کمّی فدرال رزرو پاسخ دهد. در به روز رسانی اخیر پژوهش چشم انداز اقتصادی جهان، صندوق بین المللی پول پیش بینی کرده است که اقتصاد آمریکا در سال 2015 رشد 3.1 درصدی خواهد داشت و در سال 2016 نیز در میان کشورهای عضو جی 7 (G-7) بیشترین نرخ رشد را داشته است.

این مورد در تضاد با وضعیتی قرار دارد که در دیگر کشورهای قدرتمند جهان مانند ژاپن و اتحادیه اروپا وجود دارد؛ این کشورها نسبتا دیر سیاست تسهیل کمی را اتخاد کردند. کشورهایی مانند کانادا، استرالیا و هند که طی چند سال بعد از رکود شدید سال های 2007 تا 2009، نرخ بهره خود را افزایش داده بودند، مجبور شده اند تا متعاقبا سیاست پولی خود را تسهیل کنند زیرا شتاب رشد در این کشورها کند شده است.
 

سیاست واگرایی

بدین ترتیب، از یک سو ما کشور آمریکا را داریم که توانست در سال 2015 نرخ بهره وجوه فدرال خود را افزایش دهد که از سال 2006 اولین افزایش بود که اتفاق می افتاد و از سوی دیگر، کشورهای دیگر جهان را داریم که به طور گسترده سیاست های تسهیل مالی را دنبال می کنند. واگرایی در سیاست پولی مهم ترین دلیل افزایش ارزش دلار به طور کلی است.

عواملی وجود دارند که این وضعیت را تشدید می کنند:

رشد اقتصادی در اکثر مناطق در سال های اخیر پایین تر از استانداردهای تاریخی بوده است؛ بسیاری از کارشناسان این رشد پایین تر از حد متوسط را از عواقب رکود شدید می دانند.

با توجه به این که نرخ بهره در بسیاری از کشورها نزدیک به صفر یا پایین ترین میزان ممکن بوده است، بسیاری از کشورها تمامی گزینه های محرک رشد را استفاده کرده اند. به دلیل احتمال نداشتن کاهش بیشتر نرخ ها و گزینه نبودن محرک  مالی (زیرا کمبودهای مالی در سال های اخیر تحت نظارت شدید در آمده اند)، افت ارزش واحد پولی تنها وسیله باقی مانده برای افزایش رشد اقتصادی است.

بازده اوراق قرضه در سررسید کوتاه مدت و میان مدت برای بعضی کشورها نتایج منفی دارد. در شرایط بسیار کم بازده کنونی، خزانه های آمریکا – که در سر رسید 10 ساله بازده 1.86 درصدی و در طول 30 سال تا 17 آوریل 2015 بازده 30 درصدی داشته اند– در حال جذب مقدار زیادی بهره است که موجب افزایش تقاضا برای دلار می شود.

تاثیرات منفی جنگ ارزی

کاهش ارزش ارز درمانگر همه مشکلات اقتصادی نیست. برزیل یکی از نمونه های آن است. رئال برزیل از سال 2011، 48 درصد افت داشته است اما افت شدید ارزش آن نتوانست مشکلاتی همچون افت قیمت نفت خام و کالاها و گسترش رسوایی فساد را حل کند. در نتیجه، صندوق بین المللی پول پیش بینی کرده است که اقتصاد برزیل در سال 2015، بعد از رشد ناچیز در سال 2014، مبادله ای 1 درصدی داشته باشد.
 

پس تاثیرات منفی جنگ ارزی چیست؟

افت ارزش پول ممکن است در بلند مدت قابلیت تولید را کاهش دهد، زیرا واردات تجهیزات سرمایه و ماشین آلات برای تجارت های محلی بسیار گران می شود. اگر کاهش ارزش پول با اصلاحات ساختاری واقعی همراه نباشد، قابلیت تولید نیز در نهایت دچار مشکل می شود.

درجه کاهش ارزش پول می تواند بیش تر از آن چیزی باشد که مطلوب است، که این امر در نهایت موجب افزایش تورم و فرارسرمایه می شود.

جنگ ارزی موجب حمایت بیشتر از تولیدات داخلی و افزایش موانع تجاری می شود که مانع تجارت جهانی نیز می باشد.

افت ارزش رقابتی می تواند موجب افزایش نوسانات ارز شود که در نتیجه هزینه های مصون سازی را برای شرکت ها افزایش می دهد و احتمالا از سرمایه گذاری خارجی نیز جلوگیری می کند.

کلام آخر

با وجود برخی از دلایلی که خلاف این موضوع را ثابت می کند، مشخص نشده است که جهان در حال حاضر در چنگال جنگ ارزی است. دور اخیر سیاست های گشایش پولی که چند کشور دنیا آن را اتخاذ کرده اند نشانگر تلاش هایی در جهت مبارزه با چالش های رشد پایین و تورم زدایی است و کمتر حاکی از رقابت از طریق کاهش ارزش پنهان پول می باشد.

 

نظرات کاربران

شما میتوانید نظر خود را در مورد این مطلب بیان کنید.

حروف بزرگ و کوچک یکسان است.